الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

733

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

فعل به فاعل . سپس گفته : چون جواد به دست بخشد ، و بخيل دست از عطا نگهدارد جود و بخل را به دست نسبت داده و گويند : دست گشاده و مشت برهم . « ظهر أمره » - يعنى وجود و علم و قدرت و حكمتش به وسيلهء آنچه در آفاق و انفس پديد كرده است يا مقصود دين و شريعت او است در ماين بندگان براى اعترافشان به بندگى . « و هيمن كتابه » يعنى كتابش حافظ و شاهد و رقيب بر همه چيز است زيرا بيان هر چيزى در آن است يا اينكه بر ديگر كتاب‌ها ناظر است و رقيب و پاينده بر آنها است زيرا گواه صحت است و اين معنى دوم روشن‌تر است زيرا اشاره دارد به ( 48 سوره مائده ) . « و اقسطت موازينه » يعنى صاحب عدل و داد شدند و اين اشاره است به قول خدا تعالى ( 47 سوره انبياء ) : « روز قيامت ترازوهاى عدل به ميان گذاريم و هيچ كس به هيچ اندازه ستم نشود » . از مجلسى ( ره ) - « يُخادِعُونَ اللَّهَ » - يعنى اظهار ايمان كنند و صلاح از خود نشان دهند و كفر و فسادِ خود را نهان دارند براى نجات از كشته شدن و اسيرى و زارى و چپاولِ اموال و دفع ضررِ مسلمانان . « وَ هُوَ خادِعُهُمْ » به پذيرشِ آنها در مسلمانان و اجراء احكام اسلام بر ايشان و عذاب كردنِ آنها سخت‌تر از كفار و انداختنِ آنها در درك اسفل نار . و عدم ذكر اصل مأله شايد براى تقيه بوده است و گويا پرسش از حال مأمون و شيعه مآبان منافق اطرافِ او چون ذو الرياستين بوده . از مجلسى ( ره ) - اين حديث دلالت دارد كه زيادى خشوعِ تن از خشوع دل ريا و نفاق است و كلمهء عندنا دلالت دارد كه اين نفاق حقيقى نيست ولى خصلتِ بدى است چون نفاق . از مجلسى ( ره ) - شيخ بهائى گفته : شايد مقصود اين است